ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

154

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

على عليه السّلام همچنين سعى كرد در برابر بدرفتاريهاى خليفه به حمايت از مردانى برخيزد كه آنان را مسلمانان شايسته‌اى مىدانست . از اين رو ، به نفع جندب بن كعب ازدى از ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مداخله كرد . وى جادوگر غير مسلمانى را كشته بود كه مورد حمايت وليد بن عقبه بود . والى ، كه جذب تردستيهاى جادوگر شده بود ، مىخواست كه جندب را به سبب ارتكاب قتل قصاص كند ، امّا ازد ، قبيله او به پشتيبانى از وى برخاستند . جندب از زندان گريخت و به مدينه پناه برد . با پادرميانى على عليه السّلام ، عثمان به وليد دستور داد كه هيچ اقدامى عليه جندب انجام ندهد و او به كوفه بازگشت . « 1 » على عليه السّلام همچنين به رفتار بيرحمانه عثمان نسبت به ابن مسعود اعتراض و به خليفه يادآورى كرد كه او از صحابه نخستين پيامبر و صاحب شايستگيهاى فراوان است و او را در خانه خويش جاى داد تا بتواند از وى حمايت كند . « 2 » او همچنين از مجازات فرستاده‌اى كوفى جلوگيرى كرد . اين فرستاده نامهء گروهى از مخالفان خليفه را آورده بود - نامه‌اى كه در آن از خليفه بشدت انتقاد شده بود - امّا از افشاى نامهاى آنان خوددارى مىكرد . « 3 » زمانى كه عثمان ابو ذر را تبعيد كرد ، على عليه السّلام و چند تن از خويشاوندان او و عمار ياسر با همراهى كردن ابو ذر ، همبستگى خود را با او نشان دادند ، هر چند مروان به دستور عثمان كوشيد از اين كار او جلوگيرى كند . اين امر مشاجره‌اى جدى بين او و عثمان برانگيخت . « 4 » پس از مرگ ابو ذر ، على عليه السّلام براى جلوگيرى از تبعيد عمار پادرميانى كرد . « 5 » با اين همه ، رابطه على عليه السّلام و عثمان كاملا خصمانه نبود . در بين اعضاى شوراى منتخب ، على عليه السّلام نزديكترين خويشاوند عثمان بود . هر دو از فرزندان عبد مناف ، پدر عبد شمس و هاشم ، بودند كه اين امر عامل مؤثرى در برابر مابقى قريش به شمار مىرفت . روايت كرده‌اند كه عثمان به عباس بن عبد المطلب به اندازهء ابو سفيان بن حرب ، حكم بن ابى

--> ( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 21 - 22 . ( 2 ) همان ، ص 36 - 37 . بنا به گفته واقدى ، على عليه السّلام همچنين مانع تازيانه زدن كوفيانى شد كه به سبب شهادت دادن عليه وليد ، به دستور عثمان محكوم به تحمل تازيانه شده بودند ( همان ، ص 34 ) . ( 3 ) همان ، ص 41 - 42 . ( 4 ) همان ، ص 54 . جوهرى در كتاب السقيفه ، ( ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 8 ، ص 352 - 355 ) روايت مشروحى را دربارهء اين ماجرا از ابن عباس نقل مىكند . ( 5 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 54 - 55 .